هنرمند نباید همهچیز را متوقف کند
“`
درباره ادامه دادن، آهستهتر شدن و حفظ کردن مسیر هنرمند در دورههای بحران
“`
“`
در دورههایی که جامعه و زندگی روزمره دچار بحران و بیثباتی میشوند، یکی از نخستین چیزهایی که ممکن است کنار گذاشته شود، فعالیتهای هنری و خلاقانه است. وقتی آینده نامعلوم است و آدم نمیداند چند هفته یا چند ماه بعد قرار است چه اتفاقی بیفتد، طبیعی است که هنر و کار خلاقانه در اولویتهایش جایی نداشته باشد. ممکن است با خودش بگوید: «فعلاً صبر میکنم؛ وقتی اوضاع بهتر شد دوباره شروع میکنم.» اما مسئله همین «فعلاً» است. چون هیچوقت دقیق نمیدانیم این دوره قرار است چقدر طول بکشد.
یکی از سختترین بخشهای بحران، همین ندانستن است. نمیدانیم چه چیزی در انتظارمان است، شرایط تا کجا پیش میرود و زندگی بعد از این دوره چه شکلی خواهد داشت. در چنین وضعیتی طبیعی است که انرژی و تمرکز آدم کمتر شود و حتی توان کار کردن مثل گذشته وجود نداشته باشد. هنرمند هم قرار نیست در میانهی یک بحران، همانطور کار کند که در روزهای عادی کار میکرد. شاید مدتی نتواند اثر تازهای بسازد. شاید فقط بتواند هفتهای یک ساعت کار کند. شاید هم مدتی هیچ اثر تازهای تولید نکند و فقط ایدههایش را یادداشت کند یا سراغ آرشیو کارهای قبلیاش برود.
آهسته شدن با متوقف شدن فرق دارد. ممکن است شکل کار کردن تغییر کند، ممکن است سرعت کمتر شود و حتی ممکن است برای مدتی تولید اثر متوقف شود؛ اما هنوز میتوان ارتباط خود را با مسیر هنری حفظ کرد.
هنرمند بودن فقط به ساختن اثر تازه محدود نمیشود. فکر کردن، دیدن، خواندن، تحقیق کردن، ثبت کردن، آرشیو کردن، دنبال کردن اتفاقات پیرامون، ارتباط با مخاطب و پیدا کردن راههای تازه برای ارائه و فروش آثار هم بخشی از همین مسیر هستند. بنابراین اگر در یک دوره امکان تولید نداریم، شاید بتوانیم بخش دیگری از کار را پیش ببریم. ممکن است امروز نتوانیم چیزی بسازیم، اما بتوانیم کارهای قبلیمان را مرتب کنیم، عکاسی و مستندنگاری آثارمان را کامل کنیم، ایدهای را که مدتهاست در ذهن داریم بنویسیم یا برای زمانی که دوباره امکان فعالیت بیشتر فراهم شد، آمادهتر باشیم.
شاید در چنین شرایطی بهتر باشد به جای اینکه مدام منتظر برگشتن اوضاع به حالت عادی باشیم، ببینیم با شرایطی که همین حالا داریم چه میتوان کرد. اگر امکان تولید کمتر شده، میتوان سرعت را پایین آورد و سراغ کارهای کوچکتر رفت. اگر فروش و ارائه آثار دشوارتر شده، میتوان روی آرشیو، مستندسازی و آمادهسازی تمرکز کرد. اگر ارتباط با مخاطب کمتر شده، میتوان آن را در حدی که امکان دارد حفظ کرد، بدون اینکه خودمان را مجبور کنیم دائماً چیزی تازه تولید کنیم.
قرار نیست همیشه بدانیم فردا چه اتفاقی میافتد. کافی است بدانیم امروز چه کاری از دستمان برمیآید و چه کاری میتواند باعث شود چیزی که تا امروز ساختهایم، از بین نرود.
از طرف دیگر، نباید بحران را رمانتیک کنیم. این تصور که هنرمند باید در سختترین شرایط هم حتماً اثر مهمی خلق کند، یا اینکه رنج و بحران به خودی خود به پیدایش هنر عالی منجر میشوند، تصور درستی نیست. بحران گاهی تمام انرژی انسان را میگیرد، زندگی روزمره را دشوار میکند و حتی برای مدتی امکان کار کردن را از بین میبرد. ادامه دادن مسیر هنری به این معنا نیست که شرایط واقعی زندگی را نادیده بگیریم یا از خودمان چیزی بخواهیم که در توانمان نیست.
گاهی تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که کاملاً رها نکنیم. کارهای قبلیمان را مرتب کنیم، ایدههایمان را بنویسیم، کارهای ناتمام را تا جایی که میتوانیم جلو ببریم، با مخاطبانمان در ارتباط بمانیم یا برای روزهایی که دوباره امکان فعالیت بیشتری داریم، آماده شویم. شاید این کارها در ظاهر کوچک باشند، اما در دورهای که خیلی چیزها ممکن است از دست بروند، حفظ کردن هم خودش کار مهمی است.
در شرایط سخت، شاید هدف همیشه رشد کردن نباشد. گاهی مهمتر این است که ارتباطمان را با کارمان، با مخاطبانمان و با چیزی که برایمان اهمیت دارد از دست ندهیم. این به معنای فشار آوردن به خودمان نیست. اتفاقاً یعنی بپذیریم که شرایط تغییر کرده و شکل کار کردن ما هم باید متناسب با آن تغییر کند.
ترس هم در چنین روزهایی چیز عجیبی نیست. ترس میتواند به ما نشان دهد که باید محتاطتر باشیم، روش کارمان را تغییر دهیم، سرعتمان را کم کنیم یا برای مدتی از بعضی فعالیتها فاصله بگیریم. اما میان شنیدن ترس و تسلیم شدن کامل در برابر آن تفاوت وجود دارد.
شاید لازم باشد ترس را بشنویم، اما اجازه ندهیم تمام تصمیمهایمان را به جای ما بگیرد.
در نهایت، ادامه دادن همیشه به معنای بیشتر کار کردن نیست. گاهی ادامه دادن یعنی آهستهتر حرکت کردن. گاهی یعنی مدتی فقط فکر کردن. گاهی یعنی آرشیو کردن، یادداشت کردن یا حفظ ارتباط با مخاطب. و گاهی هم واقعاً لازم است برای مدتی توقف کنیم؛ اگر ادامه دادن به هر قیمتی قرار باشد به خودمان یا زندگیمان آسیب بزند.
مهم این است که میان «توقف» و «آهسته شدن» تفاوت بگذاریم.
اگر امروز نمیتوانیم مثل گذشته کار کنیم، شاید لازم نباشد فکر کنیم که مسیرمان تمام شده است. ممکن است فقط در دورهای باشیم که باید آهستهتر حرکت کنیم و انرژیمان را برای زمانی نگه داریم که دوباره امکان بیشتری برای کار کردن داشته باشیم.
مسیر هنری قرار نیست همیشه با یک سرعت ثابت پیش برود. گاهی تند است، گاهی آهسته و گاهی حتی برای مدتی متوقف میشود. مهم این است که اگر شرایط اجازه میدهد، ارتباطمان را با آن کاملاً قطع نکنیم.
نظرات کاربران